X
تبلیغات
رایتل

حرف هایی برای نگفتن

اینها فقط حرفهایی است که از سر عادت برای خودم مینویسم.عادت خاکستری تنهایی و دلتنگی.....

دوشنبه 31 مرداد‌ماه سال 1390

تفال

دیشب به نیت تو تفالی به حافظ زدم.چه شیرین دلم را آرام می کند:


باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش

 بر جفای خار هجران صبر بلبل بایدش

 

ای دل اندربند زلفش از پریشانی منال  

مرغ زیرک چون به دام افتد تحمل بایدش

 

رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار

 کار ملک است آن که تدبیر و تامل بایدش

 

تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافریست  

راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش

 

با چنین زلف و رخش بادا نظربازی حرام  

هر که روی یاسمین و جعد سنبل بایدش

 

نازها زان نرگس مستانه‌اش باید کشید  

این دل شوریده تا آن جعد و کاکل بایدش

 

ساقیا در گردش ساغر تعلل تا به چند

 دور چون با عاشقان افتد تسلسل بایدش

 

کیست حافظ تا ننوشد باده بی آواز رود

 عاشق مسکین چرا چندین تجمل بایدش



راست می گفت : توکل باید...